روزگاری‌ست که از خشونت‌ها علیه زنان گزارش‌هایی به نشر می‌رسد، خشونت‌هایی که هر روز  روایتی زننده‌تر و خشن‌تری را بیان می‌کند.

چاقو خوردگی زنان، نوعی از این خشونت است که در اندک‌ترین موارد منجر به از دست رفتن حیات زن می‌شود.

براساس آمار شفاخانه‌ی مرکزی هرات، در طول سال ۱۳۹۵، ۱۸ مورد چاقو خوردگی زنان به ثبت رسیده که از این میان ۲ مورد هم منجر به قتل خانم گردیده است.

در حالی‌که  آمار چاقوخوردگی زنان از ۱۸ مورد در سال گذشته به ۱۱ مورد در سال روان کاهش یافته، اما سخنگوی شفاخانه حوزوی هرات می‌گوید سه مورد آن منجر به قتل شده است. 

بر اساس گزارش پولیس هرات، تنها در جریان امسال ۲۰ مورد قتل خانم‌ها در این اداره به ثبت رسیده است که از این میان دست‌کم ۵ مورد آن چاقو خوردگی یا بریدن سر زن بوده است.

این در حالی‌ست که شفاخانه‌ی هرات از ۱۱ مورد چاقو خوردگی زنان خبر می‌دهد، اما برخلاف توقع تنها یک مورد شکایت از این جراحت به اداره‌ی پولیس هرات به ثبت رسیده است.

عبدالاحد ولی‌زاده سخنگوی پولیس هرات می‌گوید تنها در جریان امسال یک مورد شکایت چاقو خوردگی به ثبت رسیده که علت آن‌ مشکلات خانوادگی بوده است.

او می‌گوید «تنها یک مورد چاقو خوردگی زنان در اداره پولیس به ثبت رسیده است که بعد از ریشه‌ یابی واضح گردید که عامل آن مشکلات خانوادگی بوده و عاملان آن دستگیر شده و به ارگان‌های عدلی و قضایی معرفی شده است».

با توجه به گزارش شفاخانه و اداره پولیس، آن‌چه می‌تواند پرسش برانگیز باشد، عدم ادعای بانوانی‌ست که با وجود تجربه‌ی دردناک چاقو خوردگی، لب به شکایت نگشودند و درد موجود را با سکوت تلخ پذیرفتند.

علی‌رغم تلاش‌های زیاد برای گرفتن صدای این بانوان، اما حاضر به مصاحبه نشدند.

علی کاوه جامعه‌شناس و استاد دانشگاه هرات انگیزه‌ی سکوت این بانوان را وابستگی زن‌ها به مردان فامیل عنوان می‌کند.

او می‌گوید این نیازمندی سبب می‌شود تا زنان با وجود قربانی، تن به این خشونت بدهند.

وی می‌گوید «زمانی‌که زن از طرف شوهر یا پدر خویش مورد خشونت قرار می‌گیرد و به شفاخانه منتقل می‌شود، بر اساس قانون او می‌تواند شکایت کند، اما چون وابسته به فامیل خود هست و مجبور است دوباره به همان خانواده برگردد، لب به شکایت باز نمی‌کند».

تمام موارد چاقو خوردگی ثبت شده در شفاخانه‌ی مرکزی هرات، مربوط به بانوانی می‌شود که سن شان بین ۱۵ تا ۴۵ سال هستند.

به باور جامعه‌شناسان تغییر فرهنگی و پذیرش آن از سوی خانواده‌ها نیازمند زمان طولانی است.

از سویی دیگر اجرای قوانین و تغییر آن با در نظر داشت شرایط موجود می‌تواند این تغییر را بهبود و تسریع ببخشد.

  • پرینت از این پست پرینت از این پست
  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد